ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
23
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى )
باب تاسع در نسق پادشاهان عجم به سه فصل فصل اوّل از باب نهم در نسب ملوك عجم اوشهنج بدان كه پادشاهان عجم را ، اگرچه همه نسل ايشان به هوشنگ و گيومرث باز شود ، چهار طبقهاند ايشان ، برينسان : طبقهى پيشدادان - طبقهى كيانيان - طبقهى اشكانيان - طبقهى ساسانيان . و اوّل نام پيشداد بر هوشنگ افتاد ، از جهت آنكه نخست داد او كرد و ميانجى ميان مردم نهاد ، و اوشهنج نيز خوانندش . از بعد گيومرث پادشاهى وى كرد و نسب او چنين است - بعد ما كه اندر نسب نيز هرگز خلاف سپرى نشود ، امّا آنچه در چند كتب موافق باشد ، اعتماد بتوان كرد : اوشهنج بن فرواك بن سيامك بن مشى بن گيومرث . و به روايتى گويند پسر مهلاييل بود نبيرهى آدم ، و فردوسى پسر سيامك گويد در شاهنامه ، و پارسيان گويند هوشنگ * ويكرت ، برادرش ، هر دو پيغامبر بودهاند - و اللّه أعلم . طهمورث زيناوند - معنى زيناوند آن باشد كه سلاح تمام دارد ، و او را ديوبند نيز گويند . در شاهنامه چنانست كه پسر هوشنگ بود ، و نسب او چنين يافتيم : طهمورث بن ونجهان * بن ابو ركهد بن هوركهد بن اوشهنج . جمشيد - نام او جم بود ، امّا از نيكويى و روشنايى كه از وى تافتى جمشيد گفتندش - و شيد روشنى باشد ، چنان كه آفتاب را خور گويند ، و خورشيد يعنى آفتاب روشن . اندر شاهنامه پسر طهمورث گفته است . و لكن آن درستترست كه برادرش بوده است و نسب ظاهرست . فرزندش تور بود از پرىچهره دختر زابل شاه ، و ديگر دو پسر از دختر ماهنگ مالك ماچين ، يكى را نام بتوال بود و ديگرى را همايون . و آبتين از همايون بزاد كه پدر افريدون بود . و به ديگر روايت نام اين پسران فانك و نونك گويد . و از تور شيداسپ بزاد ، و طورك پسر شيداسپ بود ، و شم پسر طورك و أثرط پسر شم ، و سهم نيز گويند . پس كرشاسپ از أثرط بزاد ، و كرشاسپ را از دختر ملك روم نريمان بزاد . و سام پسر نريمان بود و از دختر ملك مصر ، نام او